جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )

61

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )

باب دوازدهم در صفت گياهى كه أو را نما گويند برگ و گل أو چون باقلى باشد و چوب أو هم‌چون زيرهء سبز بود و آب أو همچنين باشد و بار أو چون باقلى است ؛ و چون أو را ببينى و بشناسى ، مبادا كه دست بر أو نهى كه تا بر اعضاى تو ماليده شود كه هرگز آن سياهى از آن عضو نرود ؛ و بستان أو را و خشك گردان و سحق كن با أو حجرى را كه سقط ذوب باشد يا خود هيچ قبول ذوب نكند ، يك جزو بر صد طرح كن كه در ساعت بگدازد ؛ و اگر طرح از اين بر صد عبد كنى كه عقد مىشود و مشترى را نيز محكم كند . باب سيزدهم در معرفت گياهى كه أو را هنديان سر گويند و در كوه و صحرا مىرويد و برگ أو مثل كاغذ سفيد باشد و دانه‌هاى كوچك و مدوّر دارد و از زمين يك گز بلند برخيزد و در ميان زراعت و عمارت نيز باشد و بهترين أو كوهى است كه آب كم خورده باشد ؛ و اگر بيابى ، أو را بچين و بكوب و آب أو را بگير كه اگر آب أو را به زيبق طرح كنى و ربع أو را شبّ يمانى و چهار برابر أو نشادر تمام در آب اندازى و سه روز در آتش نرم طبخ كنى كه عقد مىشود ، مثل قمر ، بستان جزوى از اين معقود و طرح كن بر صد جزو نحاس كه قمر روباسى شود .